amir hosseinamir hossein، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

مامان نویس

برای نی نی جوجو

سلام جوجوی نازم الهی قربونت بشم... هروز حرکاتتو بیشتر از روز قبل احساس می کنم.. خوشحالم این ها همه نشونه ای از وجود مهربونت هست...دیگه چیزی به دیدارمون نمونده فردا وارد هفته ی ٢٢ بارداری میشوم . تنها ١٨ هفته ی دیگه مونده تا روی مثل ماهتو ببینم خیلی دوست دارم     ...
17 مرداد 1390

بدون عنوان

سلام کوچولوی مامان... الهی قربونت بشم که این دست وpay کوچولوتو تند تند توی دل مامانی تکون میدی وقتی تکون میخوری قلقلکم میاد و با صدای بلند میخندم... بابایی هم حرکاتتو احساس میکنه..هزار بار قربونت میشه جیگرم... خیلی صدای قلبتو دوست دارم قلب تو مهربون ترین قلب دنیاس ...
13 مرداد 1390

آغاز هفته ی 21 بارداری و ورود به ماه ششم بارداری

سلام بر خوشگل ترین نی نی دنیا...  امروز رفتیم بهشت زهرا دیدن مامان من آخه اون بین ما نیست اون تو آسمونهاس... هوا خیلی گرم بود الان دارم از سر درد میمیرم... بعدش هم رفتیم pishe الهه جون....  الهه جون دکتره شماست گلم.. 2روزی بود که حرکاتتو احساس نمیکردم رفتیم دکتر تا خیالمون از سلامت بودنت راحت بشه...فدات بشم بازم صدای قلب مهربون وکوچولوتو شنیدم... الهه جون فشارمو گرفت 13 بود گفت خیلی بالاست ولی فکر کنم به خاطره راه زیاد باشه......  الهه جون واسه 8/6/1390 سونوگرافی سه بعدی تجویز کرد ... حتمی این دفعه میفهمم دختری یاpesarهرچی هستی الهی سالم و سلامت بیای تو بغلم جیگرم..... ...
11 مرداد 1390

بدون عنوان

سلام نی نی نازم الهی فدات بشم... این روزها بیشتر احساست میکنم ..دو تا تیکه ظرف که میشورم میخوام از کمر درد و paدرد بمیرم اینا همش به خاطر وجود نی نی نازی مثل تو هستش... الهی قربونت بشم زودی بزرگ بشو بیا تو بغل مامانی ...
10 مرداد 1390

یه تشکر از خدا

خدایا ازت ممنونم که احساس قشنگ مادر شدن را از من دریغ نکردی... امروز از تلوزیون یه برنامه pakhshشد...در باره ی ناباروری زوجها... وای که چقدر حالم بد شد کلی براشون غصه خوردم.....خدایا ممنونم.. ممنونم که بهم لطف کردی واحساس مادر بودنو ازم دریغ نکردی... فرشته ی کوچولو که در دنیای درون مامان هستی برای همه دعا کن از خدا بخواه که همه خانمها مامان بشن وهمه ی آقایون بابا بشن.. تو دلت از همه ی بدی ها به دور هست وخدا قطعا صداتو میشنوه..جیگر طلا.. بابایی وقتی این برنامه را دید همون جا در همون حالتی که نشسته بود از خدا تشکر کرد وسجده ی شکر به جا آورد.. ...
9 مرداد 1390

دلنوشته3

این بوسه تقدیم به کوچولوی نازم.... دوست دارم زودی به دنیا بیای برات قصه بخونم.. با بابایی خاله مهسا برات ٢تا کتاب قصه خریدم فسقلم...بعدش تو جیگر تو بغلم لالا کنی وای که اگه بشه چی میشه............. ...
9 مرداد 1390

دلنوشته2

سلام جیگرم*نازم* عسلم* ملوسم *خوشگلم...... دلتنگی های مامان تمومی نداره...  دوست دارم هروز بهت بگم دوست دارم .. یک بوس از طرف مامان.. یک بوس از طرف بابا.. شبها قبل از خواب بابایی کلی باهات دردو دل میکنه وقتی صحبت هاش تموم میشه توخوشگلم تکون تکون میخوری بابایی میخوابه ولی من با تکون تکون خوردنات بیدارم وهزار دفعه قربونت میشم ...
7 مرداد 1390

سلا نی نی

سلام بر خوشگل ترین نی نی دنبا   الهی قربونت بشم دلم برات تنگیده جیگرم از خدا میخوام این روزهازودتر بگذره تا تو رو در آغوشم بگیرم... ببوسمت..عطر تنتو ببویم.. شایدهم بخورمت چون فکر میکنم خیلی خوردنی باشی   ...
6 مرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مامان نویس می باشد